وضعش

مترادف‌ها

حالش، شرایطش

ویکی واژه

وضع + ـش
وضعش (جمع وضعش‌ها) [وَضعِش]
یه عمل یا فرایند وضعیدن قانون یا شرایط: وضعش قانون نیاوردن گوشی در مدرسه خوب نبود؛ بهتر بود از چند هفته پیش اطلاع رسانی می‌شد تا دانش‌آموزان آماده‌تر می‌شدند. دوستان، بنظرتان بهترین وضعش (شکل/فرایند برای وضعیدن) سیاست نگهداری اطلاعات چگونه است؟

جمله سازی با وضعش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ظلم چه بود وضع غیر موضعش هین مکن در غیر موضع ضایعش

💡 در اشکرز بنا کرد ز آن آب آسیائی کاوصاف وضعش آمد از حد عقل بیرون

💡 نماز ار مختلف گردید وضعش تفاوت نیست یا فرقی بجمعش

💡 گفت شه نیکوست خیر و موقعش لیک چون خیری کنی در موضعش

💡 ز وضعشان مطلب نیم نقطه همواری که‌ یک قلم به خم و پیچ سرکشی ‌کافند

💡 عدل چه بود وضع اندر موضعش ظلم چه بود وضع در ناموقعش

💡 وقتی به ساختمان قدیمی و مخروبه در انتهای خیابان نگاه کردم، متوجه شدم که وضعش بسیار وخیم است و هر لحظه ممکن است فرو بریزد.

💡 من خواستم درباره وضعیت اقتصادی جدید سوال کنم، اما او بدون اینکه حتی به من نگاه کند، از شدت ناراحتی از وضعش صحبت نکرد.

💡 اگر به وضعیت مالی این شرکت در سال‌های اخیر دقت کنید، متوجه خواهید شد که وضعش به شدت رو به وخامت گذاشته و نیاز به بازسازی دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران