کلمهی «وصل کردن» در فارسی به معنای بههم پیوستن، مرتبط ساختن یا ایجاد ارتباط میان دو چیز است. این واژه از ریشهی «وصل» به معنای پیوند و ارتباط گرفتن میآید و در برابر «فصل» به معنای جدا کردن قرار میگیرد. این ترکیب میتواند دربارهی اجسام فیزیکی به کار رود، مانند وصل کردن دو قطعه، دو سیم یا دو بخش جدا از هم. در معنای غیرمادی نیز استفاده میشود، مثل وصل کردن دو مفهوم، دو موضوع یا حتی برقرار کردن ارتباط میان افراد. در زبان روزمره، این فعل برای کارهایی مانند اتصال دستگاهها، وصل کردن اینترنت یا برقراری تماس تلفنی کاربرد دارد. در متون ادبی، «وصل» معنایی لطیفتر پیدا میکند و به پیوستن دلها یا رسیدن عاشق به معشوق اشاره دارد. این واژه در حوزههای فنی، هنری، اجتماعی، معنوی کاربرد گسترده دارد و در فرهنگ فارسی، اغلب عملی مثبت تلقی میشود که جداییها را کاهش میدهد. از نظر معنایی، این عبارت با واژههایی چون پیوند دادن، مرتبط ساختن، متحد کردن و اتصال هممعنی است.
وصل کردن
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- پیونددادن پیوستن مقابل فصل جدا کردن: (( تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی. ) ) ( مثنوی ) ۲ - پیوند زدن بدرخت.
ویکی واژه
allacciare
جمله سازی با وصل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارافسی در رابطه با پیوندهای گوناگون بین دو ایامپی بوده و عملیات و نحوه عملکرد و کاربردهای آنها را شرح میدهد. چگونگی بررسی و بازبینی پیوندهای میان دو دستگاه و میان کاربران و آیامپی مورد بررسی قرار گرفتهاست. امکانات در اختیار میزبان برای قطع یا وصل کردن یک کاربر نیز ذکر شدهاست تا مشکلی از بابت ناهماهنگیهای میان میزبانها به وجود نیاید.
💡 تو برای وصل کردن آمدی یا برای فَصل کردن آمدی؟
💡 ترا از بهر کشتن نافریدند ز بهر وصل کردن آفریدند
💡 دیگر عبارتهای ویژه لاندا میباشد که برای وصل کردن متغیرها به مقادیرشان که درون یک عبارت ارزیابی میشوند استفاده میشود.
💡 هدف از ساخت این بزرگراه وصل کردن مرکز و شمال تهران به جنوب تهران بود.