لغت نامه دهخدا
وسائط. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) وسایط. ج ِ واسطة. به معنی وسیله ها مستعمل است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
وسائط. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) وسایط. ج ِ واسطة. به معنی وسیله ها مستعمل است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
(اسم ) ۱- جمع وسیطه.توضیح در تداول فارسی جمع ((واسطه ) ) گرفته شود. ۲- اسبابی که بتعلق کردن آن بمراد رسند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَیْنا قَبْضاً یَسِیراً هذا خطاب من اسقط عنه الرسوم و الوسائط.
💡 فارِس گوید توحید بیفکندن وسائط بود بوقت غلبۀ حال و باز آمدن با آن در وقت احکام و بدانستن که نیکوئی بنگرداند اقسام را از شقاوت و سعادت.