ورزیدگی

لغت نامه دهخدا

ورزیدگی. [ وَ دَ / دِ ]( حامص ) حاصل مصدر است از ورزیدن. ورزیده بودن. تجربه داشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ورزیدن شود.

فرهنگ معین

(وَ دِ یا دَ ) (اِمص. ) تجربه داشتن.

فرهنگ عمید

ورزیده بودن.

فرهنگ فارسی

ورزیده بودن تجربه داشتن: در هنر خود ورزیدگی و مهارت نشان میداد.

ویکی واژه

تجربه داشتن.

جمله سازی با ورزیدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 افراد در این مسابقات به صورت شخصی شرکت می‌کردند و نه به عنوان نمایندگان از شهر یا ناحیه‌ای خاص. تمرکز اصلی این مسابقات بر روی ویژگی‌های مردانه مانند قدرت و ورزیدگی که فرهنگ یونانی آن زمان آن را ارج می‌نهاد پایه‌گذاری شده بود.

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز