ودیه

مترادف‌ها

خون‌بها، دیه

لغت نامه دهخدا

( ودیة ) ودیة. [ وَ دی ی َ ] ( ع اِ ) یکی ودی و آن نهال ریزه خرماست. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ودی شود.
ودیه. [ وُدْ دی ی َ ] ( ع اِ ) زوجه. زن. ( فرهنگ فارسی معین ): معبر گفت که در همین حلال تو نهال جمال بشکفد و شجره ودیه تو به ثمره ولادت مثمر گردد. ( فرهنگ فارسی معین از روضة العقول، مقدمه مرزبان نامه ).

فرهنگ معین

(وُ دِّ یَُ ) [ ع. ودیة ] (اِ. ) کنایه از: زوجه، زن.

فرهنگ فارسی

روجه زن: معبر گفت که در همین حلال تو نهال جمال بشکفد و شجر. ودی. تو بثمر. ولادت مثمر گردد.
یکی ودی و آب نهال ریزه خرماست

ویکی واژه

ودیة
کنایه از: زوجه، زن.

جمله سازی با ودیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مست گشت از ضربت تیغ و سنان بیخودیها کرد و داد از کف عنان

💡 ای خوشا! کز بیخودیها سر نهم بر پای او بعد از آن از شرم نتوانم که سر بالا کنم

💡 ز فتح بودیه گرده یکی به نظم آرم حقیقتست که افزون شود ز صد دیوان

💡 کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم چون شراب از بی‌خودیها تکیه بر ساغر زنیم

💡 زین خودیها بگذرید ای دوستان تا چمنها بنگرید و بوستان

💡 از سن ۱۷ سالگی در محافل ادبی شاعرانی چون شارل نودیه شرکت می‌کرد.

💡 در پرونده‌های حقوقی مربوط به حوادث جاده‌ای، پرداخت ودیه به خانواده‌های آسیب‌دیده می‌تواند بخشی از روند جبران خسارت‌های وارده و تسکین غم آن‌ها باشد.

💡 طبق قوانین شرعی و مدنی، مبلغ ودیه باید بر اساس نوع آسیب وارده به عضو بدن یا جان انسان توسط متخصصین پزشکی تعیین و محاسبه شود.

💡 وکیل مدافع معتقد بود که پرداخت ودیه توسط متهم، می‌تواند تأثیر مثبتی بر روند کاهش مجازات و تسکین خاطر خانواده شاکی در دادگاه داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران