عیده

لغت نامه دهخدا

( عیدة ) عیدة. [ ی َ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ عَود. ( تاج العروس ) ( آنندراج ). جمع عود،عِوَدة است، و نیز آن را بر «عیدة» جمع بندند که لغت قبیحی است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عود شود.
عیده. [ ع َ دَه ْ ] ( ع اِمص ) بدخوئی و کبر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سؤخلق. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) مرد گرامی قدر درشت. و بدخوی از مردم و شتر و جز آن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). بدخلق از شتر و غیر آن، و یا مرد عزیزالنفس و جافی. || آنکه به اطاعت حق درنیاید و تکبر کند. ( از اقرب الموارد ). عَیداء. رجوع به عیداء شود.

فرهنگ فارسی

بد خوئی و کبر سوئ خلق مرد گرامی قدر درشت و بد خوی از شتر و جز آن

جمله سازی با عیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیوسته ز ابروی او بر ما فزون شود عیش زیرا که عاشقان را همچون هلال عیده

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
طراحی صحنه یعنی چه؟
طراحی صحنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز