کلمه «وداج» در منابع لغوی و طب سنتی به رگ گردن اطلاق میشود و در اصل واژهای عربی است که معادل فارسی آن «دوجان» نامیده میشود. این رگها عمدتاً در ستور و حیوانات ذبحشده اهمیت دارند و قصابان هنگام ذبح آنها را میبرند، بنابراین از نظر عملی و کاربردی نقش حیاتی در ذبح و آمادهسازی گوشت داشتهاند. وداج معمولاً شامل دو رگ اصلی گردن است که در منابعی مانند «منتهی الارب»، «آنندراج»، «مهذب الاسماء»، «غیاث اللغات» و «ذخیره خوارزمشاهی» مورد اشاره قرار گرفته و در برخی مناطق مانند گرگان و مرو به آن «رگ جان» نیز گفته میشود. این رگها علاوه بر کاربرد در قصابی، در طب سنتی نیز مورد توجه بودهاند و شناخت دقیق آنها در منابع پزشکی و غذایی اهمیت داشته است. به همین دلیل، وداج هم واژهای فنی در علوم طب سنتی و قصابی است و هم در زبان فارسی و عربی ثبت شده و کاربرد تاریخی و عملی دارد.
وداج
لغت نامه دهخدا
وداج. [ وِ ] ( ع اِ ) رگ گردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رگ گردن ستور که قصاب ببرد. ( مهذب الاسماء ). وَدَج. رگ گردن و آن دو رگ است. ( غیاث اللغات ). رگ گردن که آن را به فارسی دوجان گویند. ( ناظم الاطباء ). رگ جان. ( ذخیره خوارزمشاهی ): و به شهر من [ گرگان ] و مرو وداج را رگ جان گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فرهنگ معین
(وِ ) [ ع. ] (اِ. ) رگ گردن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) رگ گردن ودج.
ویکی واژه
رگ گردن.
جمله سازی با وداج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای کاش یک دم از تو نبودم جدا و دور یا من الی اقرب من حبلة الوداج