وخشی
لغت نامه دهخدا
وخشی. [ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به وخش و آن شهری است. ( الانساب سمعانی ).جامه ای است منسوب به وخش. ( انجمن آرا ). جامه ای است خوش قماش و لطیف. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(وَ )(اِ. ) = وشی:پارچه ای است خوش قماش و لطیف.
ویکی واژه
وشی:پارچهای است خوش قماش و لطیف.
جمله سازی با وخشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از برای عز دیدار سیاوخشی و شش همچو بیژن بند کن در چاه خواری جاه را
💡 چهارم که خوانند اهنوخشی همه دستورزان با سرکشی