وام کردن
مترادفها
قرض گرفتن، استقراض کردن
متضادها
قرض دادن
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م. ) قرض گرفتن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) قرض گرفتن: (( هوافسرده بحدی که وام کرده مگر برودت از دم بد خواه شاه عرش جناب. ) ) ( وحشی ) وام گزاردن ( گزاشتن ): ( مصدر ) پرداختن قرض تادیه دین: (( دستوری خواه بنده را تبه نشابور بازگردد و وام بگزارد. ) )
ویکی واژه
قرض گرفتن.
جمله سازی با وام کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو گویی عیش عالم وام کردند نخستین بزم وصلش نام کردند
💡 ای دوست مرا چو سر تو باشی من غم نخورم ز وام کردن
💡 چه با لذت میی بود آنکه گوئی ز میگون لعل جانان وام کردند
💡 نخستین باده کاندر جام کردند ز چشم مست ساقی وام کردند
💡 سحر خیزان صفای صبح محشر از آن چاک گریبان وام کردند
💡 نخستین باده کاندر جام کردند ز چشمِ مستِ ساقی وام کردند
💡 بسیاری از خانوادهها برای خرید مسکن یا تجهیز منزل خود، ناچار هستند از بانکهای مختلف درخواست وام کردن کنند و در سالهای آینده آن را بازپرداخت نمایند.
💡 وام کردن کتاب از کتابخانههای عمومی یکی از بهترین راهها برای مطالعه بیشتر و گسترش دانش بدون نیاز به صرف هزینههای گزاف برای خرید کتابهای جدید است.
💡 اگر مدیریت مالی درستی نداشته باشیم، وام کردن مبالغ بزرگ از دوستان و آشنایان میتواند باعث ایجاد تنشهای عمیق و از بین رفتن روابط اجتماعی ما شود.