واریخته

لغت نامه دهخدا

واریخته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ریخته. بازریخته. دوباره ریخته. واریز شده. تفریغ شده. تسویه شده. رجوع به واریختن شود. || جائی که شیب آن از یکسوست نه از چندسو. ( از یادداشتهای مؤلف ): شیروانی واریخته ( در اصطلاح بنایان ). ( از یادداشتهای مؤلف ).

فرهنگ معین

(تِ یا تَ ) ۱ - (ص مف. ) دوباره ریخته. ۲ - تفریغ حساب شده. ۳ - (اِ. ) جایی که شیب آن از یکسوست نه از چند سو.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱ - دوباره ساختن. ۲ - ریخته. ۳ - تفریغ حساب شده. ۴ - ( اسم ) جایی که شیبن ازیکسوست نه از چند سو: (( شیروانی وا ریخته. )

ویکی واژه

دوباره ریخته.
تفریغ حساب شده.
جایی که شیب آن از یکسوست نه از چند سو.

جمله سازی با واریخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرنه سعی فطرتش شیرازه بستی فضل را بودی اجزای علوم از یکدگر واریخته