هوس باز

لغت نامه دهخدا

هوس باز. [ هََ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه در پی هوس رود. هواپرست. ( آنندراج ). که هوس باختن خواهد: هرزه گردی بی نماز، هواپرست هوس باز.( گلستان ). ضغرس؛ مرد آزمند هوس باز. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) شهوت پرست.

فرهنگ عمید

کسی که هر دم هوسی بکند.

فرهنگ فارسی

کسی که هردم هوسی بکند

ویکی واژه

شهوت پرست.

جمله سازی با هوس باز

💡 وی دیده جماش توئی دشمن جان کس چون تو هوس باز و نظردوست مباد

💡 به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز که کمان گر شکند تیر نگردد هرگز

💡 ای هما صعوه‌صفت چند اسیر قفسی سر ز بالین هوس بازنگیری نفسی

💡 هوس بازان عشق تو ز وصل چون تو شیرینی چو فرهادند بی حاصل ز کوه بیستون سفتن

💡 زندگی بار سفر بست و هوس بازبجاست کاروان رفت ازین منزل و برزن باقیست

💡 در غبار وهم و ظن جمعیت دل باختم خانه از سامان اسباب هوس بازار شد

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز