همزن

مترادف‌ها

هم‌زن، مخلوط‌کن

فرهنگ معین

( ~. ز ) (اِمر. ) وسیله ای برای مخلوط کردن، به ویژه مخلوط و همگن کردن مواد غذایی مایع.

فرهنگستان زبان و ادب

{agitator} [شیمی] افزاره ای برای مخلوط کردن مواد در مایعات
{mixer} [عمومی] وسیله ای برای هم زدن و مخلوط کردن مواد غذایی

جمله سازی با همزن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپاه برگ و گل و رنگ رنگ گوناگون ز باد مشگین بر همزنان علم بعلم

💡 بر همزن‌ کیفیت یکتایی ما نیست این سجده که بر پیکر مابست دوتایی

💡 تا زلف به روی تو پریشان شده است بر همزن جمعیّت ایمان شده است

💡 نازم آن حسن که در جلوه ز شهرت باشد خاطرآشوب گل و قاعده برهمزن شمع

💡 مه پیش رویش منفعل سرو از قد او پابگل برهمزن صد ملک دل زان چشم شهلا آمده

💡 بر همزن و جمع‌آور در حلقه سیه مویش مه سیر و شبیخون برد و طره بناگوشش

💡 برای تهیه یک کیک خبزی عالی و لطیف، حتماً باید از یک همزن برقی با سرعت مناسب استفاده کنید تا مواد به خوبی با هم ترکیب شوند.

💡 آشپزخانه مدرن ما مجهز به انواع همزن‌های دستی و برقی است که کار کردن با آن‌ها باعث می‌شود پخت‌وپز بسیار سریع‌تر و راحت‌تر انجام شود.

💡 وقتی در حال ترکیب کردن خمیر پیتزا هستید، استفاده از یک همزن قوی می‌تواند از خستگی دست‌های شما جلوگیری کرده و بافت خمیر را بهبود بخشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران