فرهنگ معین
( ~. ز ) (اِمر. ) وسیله ای برای مخلوط کردن، به ویژه مخلوط و همگن کردن مواد غذایی مایع.
( ~. ز ) (اِمر. ) وسیله ای برای مخلوط کردن، به ویژه مخلوط و همگن کردن مواد غذایی مایع.
{agitator} [شیمی] افزاره ای برای مخلوط کردن مواد در مایعات
{mixer} [عمومی] وسیله ای برای هم زدن و مخلوط کردن مواد غذایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپاه برگ و گل و رنگ رنگ گوناگون ز باد مشگین بر همزنان علم بعلم
💡 بر همزن کیفیت یکتایی ما نیست این سجده که بر پیکر مابست دوتایی
💡 تا زلف به روی تو پریشان شده است بر همزن جمعیّت ایمان شده است
💡 نازم آن حسن که در جلوه ز شهرت باشد خاطرآشوب گل و قاعده برهمزن شمع
💡 مه پیش رویش منفعل سرو از قد او پابگل برهمزن صد ملک دل زان چشم شهلا آمده
💡 بر همزن و جمعآور در حلقه سیه مویش مه سیر و شبیخون برد و طره بناگوشش