همخواب

لغت نامه دهخدا

هم خواب. [ هََ خوا / خا ] ( ص مرکب ) دو تن که در یک بستر خوابند. || ملازم. همراه. که پیوسته باکسی باشد: با این همه چهار دشمن متضاد ازطبایع با وی همراه، بلکه همخواب. ( کلیله و دمنه ).
|| آمیخته. مخلوط:
گلت چون با شکر همخواب گردد
طبرزد را دهان پرآب گردد.نظامی.

فرهنگ عمید

زنی که با شوهر خود در یک بستر می خوابد، هم بستر.

جمله سازی با همخواب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من غرقه به خون بی تو و توبا دگران همخانه و همخوابه و هم گرمابه

💡 به پاسخ بدوگفت: این لابه چیست؟ چنین زاری ازبهر همخوابه چیست؟

💡 نشنیده کس داماد همخوابۀ خاک این قصه ای ناشاد شد از تو مشهور

💡 چون من همخوابه در نیکویی طاق ندیده است و نبیند چشم آفاق

💡 شوق همخوابگی ات رهزن بیداری شد سر به بالین تو مخمل نهد از دولت خواب

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز