لغت نامه دهخدا
هفت دست. [ هََ دَ ] ( اِخ ) از آثار دوره صفوی در شهر اسپاهان. ( یادداشت مؤلف ).
هفت دست. [ هََ دَ ] ( اِخ ) از آثار دوره صفوی در شهر اسپاهان. ( یادداشت مؤلف ).
( ~. دَ ) (اِمر. ) ۱ - هفت مجموعة کامل از چیزی. ۲ - کنایه از: مجموعه های کامل بسیار از چیزی.
هفت مجموعة کامل از چیزی.
کنایه از: مجموعههای کامل بسیار از چیزی.
💡 کسی که بر سر اعداش میفشاند خاک به هفت دست برین هفت غرفهٔ کیوان است
💡 آیینهخانه و کاخ هفت دست در سال ۱۲۸۰ شمسی (۱۳۱۹ قمری) به دستور مسعود میرزا ظلالسلطان، حاکم اصفهان (منصوب شده از طرف مظفرالدین شاه قاجار) تخریب شد. بعدها بخشی از محوطه در خیابان قرار گرفت و در بخش دیگری کارخانهٔ وطن احداث گردید و که پس از تعطیلی این کارخانه تبدیل به منطقهٔ مسکونی گردید و نام پارک آیینهخانه و خیابان هفتدست همچنان بر آن باقی است.
💡 داریوش پیرنیاکان معتقد است او در اوایل دوران «ناصرالدینشاه» به درخواستِ «امیرکبیر» همراه با خانواده اش از فراهان به تهران آمد. خاندان وی به «خاندان هنر» معروف است به این دلیل که بنیانگذاری و تکوین ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی را منسوب به آنان میدانند.
💡 در کف بخت بلندش ز اختران هفت دستنبوی زیبا دیدهام
💡 هم اکنون ۱۳۰ دستگاه اتوبوس و هفت دستگاه مینی باس در این سازمان وجود دارد که تنها ۵۰ دستگاه از این تعداد فعال است.