هشک
لغت نامه دهخدا
هشک. [ هَُ ] ( اِ ) هوش. ( یادداشت به خط مؤلف ):
از طره تو که نافه مشک افتاد
هشیار زمانه بس که بی هشک افتاد.عطار.
هشک. [ هَُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه شهرستان سراوان دارای 520 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غله و خرما است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
جمله سازی با هشک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چاپ نخست پنج جلد کتاب آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت طی سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۷ انجام شدهاست و هر جلد تاکنون به چندین چاپ رسیده است. این کتاب با همکاری مشترک انتشارات سمت و پژوهشکده حوزه و دانشگاه نگاشته شدهاست.
💡 دانشگاه گیلان، بزرگترین دانشگاه دولتی در گیلان، جزء دانشگاههای برتر ایران است. که با ۸ دانشکده و واحدی بینالمللی و دو پژوهشکده، با بیش از ۱۷۰۰۰ دانشجو، از بزرگترین مراکز آموزش عالی، در ایران است.
💡 - عضو شورای علمی مجلهٔ تحقیقات تاریخی پژوهشکدهٔ تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی
💡 ابن حسام طبع تو پرسیم کرد نیست مَلاَّت فَاهشک لولایِیَ الخَصاص
💡 وین خانه و این آب روان اندر وی چرخ است و رهکاهشکان اندر وی
💡 ٢٩) عضو شورای برنامهریزی پژوهشکده کشاورزی زابل، دانشگاه سیستان و بلوچستان؛