هزارآوا

لغت نامه دهخدا

( هزارآوا ) هزارآوا. [ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) هزاردستان. ( انجمن آرا ). بلبل. عندلیب. هزار. هزاران. ( یادداشت به خط مؤلف ).و او را هزارآواز هم میگویند. ( برهان ):
تا هزارآوا از سرو برآرد آواز
گوید او را مزن ای باربد رودنواز.منوچهری.بر گل نظم چون هزارآوا
تا گه صبح می سرایم من.مسعودسعد.صفیر صلصل و لحن چکاوک و ساری
نفیر فاخته و نغمه هزارآوا.خاقانی.رجوع به هزارآواز و هزاردستان شود.

فرهنگ معین

( هزار آوا ) (هَ ) (اِمر. ) بلبل.

فرهنگ عمید

( هزارآوا ) = هزار

فرهنگ فارسی

( هزار آوا ) (اسم ) ۱- بلبل: (( تاهزار آوا ازسروبر آرد آواز گوید اورامزن ای باربد رودنواز... ) ) ((توبدوگوی که ای بلبل خوشگوی میاز که مرا دردل عشقی است بدین نال. زار ) ) (منوچهری )

ویکی واژه

[hezɒɾɒvɒ]، /هِزارآوا/
بلبل. شباهنگ. هزاردستان. عندلیب. هزارآواز. هزار

جمله سازی با هزارآوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هزارآوای بستان شریعت پناه خلق، سلطان شریعت

💡 بحث بلبل بر حافظ مکن از خوش سخنی پیش طوطی نتوان نام هزارآوا برد

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
طاق نما یعنی چه؟
طاق نما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز