هرثم

لغت نامه دهخدا

هرثم. [ هََ ث َ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ). ج، هراثم. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(هَ ثَ ) [ ع. ] (اِ. ) شیر بیشه.

ویکی واژه

شیر بیشه.

جمله سازی با هرثم

💡 در سال ۲۹۶، وی به کمک برادر خود، لیث، پدر خودرا که اسیر عموی دومی آنها، عمرو بن لیث، بود، فراری داده و بعد از آن به خراسان رفتند و در نزد رافع بن هرثمه پناه گرفتند و بعد از مرگ پدر، به خدمت حاکم خراسان درآمدند ولی بعد از شکست رافع، عمرو، معدل را به اسارت گرفت.

💡 ابومحمد حسن اطروش مشهور به ناصر للحقو ناصر کبیر از فقها، متکلمین، علما، حاکمان و شعرای توانمند در قرن سوم هجری است. شیخ طوسی او را در شمار اصحاب امام هادی آورده‌است. حاکم طبرستان بود و از این رو که بر اثر اصابت شمشیری توسط رافع بن هرثمه در نبردگاه، کر شده بود، به اطروش خوانده می‌شد.

رویت یعنی چه؟
رویت یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز