هراسیدن. [ هََ دَ ] ( مص ) ترسیدن. بیم داشتن. هراس داشتن. بشکوهیدن. ( یادداشت به خط مؤلف ). ترسیدن و واهمه کردن باشد. ( برهان ):
کز بیم ناوک تو به مغرب به روزو شب
اندر تن عدو بهراسد همی روان.فرخی.هنگام مدح او دل مدحت کنان او
از بیم نقد او بهراسد ز شاعری.فرخی.سمندش چو آن زشت پتیاره دید
شمید وهراسید و اندررمید.اسدی.به ایرانیان گفت گردان چین
هراسیده اند از شما روز کین.اسدی.مسیحم که گاه از یهودی هراسم
گه از راهب هرزه لا میگریزم.خاقانی.جان در کنف شاهست از حادثه نهراسد
عیسی زبر چرخست از دار نیندیشد.خاقانی.هراسیدم از دولت تیزگام
که بگذارد این نقش را ناتمام.نظامی.ز گوهر سفتن استادان هراسند
که قیمت مندی گوهر شناسند.نظامی.خرد بخشید تا او را شناسیم
بصارت داد تا هم زو هراسیم.نظامی.از عقوبت آخرت نهراسد. ( گلستان ).
(هَ دَ ) (مص ل. ) وحشت کردن، ترسیدن.
ترسیدن، واهمه کردن: بنایی که محکم ندارد اساس / بلندش مکن ور کنی زاو هراس (سعدی۱: ۹۸ ).
ترسیدن، واهمه کردن، هراسنده، ترسان، ترسانیده
(مصدر ) ترسیدن بیم داشتن: ((مهران وزیر ازگفتارشاه بهراسید... ) )
وحشت کردن، ترسیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه باید هراسیدنت زان کسی که دارد هم از خانه دشمن بسی
💡 «اسباببازی» (به عبری: טוי) تکآهنگی از هنرمند اهل اسرائیل نتا بارزیلای است که در ۱۱ مارس ۲۰۱۸ (۲۰۱۸-03-۱۱) منتشر شد. این ترانه برنده شصت و سومین دوره از مسابقات آواز یوروویژن شد مضمونی دربارهٔ نهراسیدن از متفاوت بودن دارد.
💡 چون «انا الله» در بیابان هدی بشنیدهای پس هراسیدن ز چوبی همچو ثعبان شرط نیست
💡 چون اناالله در بیابان هدی بشنیدهای پس هراسیدن ز چوبی همچو ثعبان شرط نیست