هاف هاف
مترادفها
نفسنفس زدن
لغت نامه دهخدا
هاف هاف. ( اِ صوت ) آواز سگ و خاصه سگ پیر. هَفهَف. عَفعَف. عوعو. پارس. وغوغ. وغواغ. واغ واغ. وعوع. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به پارس شود. || ( اِ ) سگ در زبان اطفال. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(اِصت. ) آواز سگ (خاصه سگ پیر ) هفهف، عوعو.
فرهنگ عمید
بانگ سگ به ویژه سگ پیر.
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱- آواز سگ (خاصه سگ پیر ) هفهف عفعف عوعو پارس. ۲- سگ ( در زبان کودکان )
جمله سازی با هاف هاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «ژیان» هاف هافو شو هاف کن ببینم برای هاف سینه صاف کن ببینم