لغت نامه دهخدا
نیه. [ ن َی ْه ْ ] ( ع مص ) بلند گردیدن و به شگفت آوردن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ): ناه نوهاً و نیهاً؛ ارتفع و علا. ( متن اللغة ).
نیه. [ نی ی َ] ( ع اِ ) نیت. رجوع به نیت و نیَّة شود:
سر احرار زین الدین مکرم
امیر نیک رای نیک نیه
تو آن معطی مکرم کز تو هرگز
نباشد کف رادت بی عطیه.سوزنی ( یادداشت مؤلف ).
نیه. [ نی ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان طرق رود بخش نطنز شهرستان کاشان در 25هزارگزی جنوب نطنز و 2هزارگزی جنوب جاده نطنز به مورچه خورت. در منطقه کوهستانی سردسیری واقع است و 670 تن سکنه دارد. آبش از ده رشته قنات، محصولش غلات، پنبه، انگور، انار، انجیر و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).