لغت نامه دهخدا
نیم کره. [ک ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) نصفی از کره زمین: نیم کره شمالی. نیم کره جنوبی.
- نیم کره مغز؛ هر یک از دو قسمت چپ و راست مغز. ( لغات فرهنگستان ).
نیم کره. [ک ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) نصفی از کره زمین: نیم کره شمالی. نیم کره جنوبی.
- نیم کره مغز؛ هر یک از دو قسمت چپ و راست مغز. ( لغات فرهنگستان ).
(کُ رَ یا رِ ) (اِمر. ) هر نیمة کرة زمین که به وسیلة خط استوا جدا شده.
نصف کرۀ زمین که به وسیلۀ خط فرضی استوا جدا شده است: نیمکرۀ شمالی، نیمکرۀ جنوبی.
نصف کره، نصف کره زمین که بوسیله خط استواجداشود، قسمت شمالی رانیمکره شمالی وقسمت جنوبی را نیمکره جنوبی میگویند
نیمکُرِه (hemisphere)
نیمکُرِه
در ریاضیات، نیمی از کره، حاصل از بریدن کره در طول یک دایرۀ عظیمهاش.
نیمکُره
هر نیمه کره زمین که به وسیله خط استوا جدا شده.
💡 آمریکای لاتین بهطور سنتی، به مناطقی از قارهٔ آمریکا گفته میشود که در آنها به زبانهای رومی مانند اسپانیایی، پرتغالی و فرانسوی صحبت میشود و اکثر نیمکره غربی بهجز ایالات متحده آمریکا و کانادا و کشورهای غیر اسپانیایی، زبان حوزه دریای کارائیب زیر عنوان آمریکای لاتین دستهبندی شدهاند.
💡 اعتدال پاییزی یا برابران پاییزی، (در نیمکرهٔ شمالی) در ستارهشناسی به لحظهای گفته میشود که خورشید از دید ناظر زمینی از صفحهٔ استوای سماوی میگذرد و سپس حرکت خود را به سمت جنوب آسمان در پیش میگیرد. اعتدال پاییزی یکی از دو اعتدالین زمین است که در هر سال رخ میدهد (اعتدال دیگر اعتدال بهاری است).
💡 بدنه اصلی ماهواره به صورت دو نیمکره به ضخامت ۲ میلیمتر ساخته شده بود که توسط ۳۶ پرچ کاملاً به هم متصل شده بودند.