نوازان
مترادفها
نوازندگان، نوازنده ها
لغت نامه دهخدا
نوازان. [ ن َ ] ( نف، ق ) نوازش کنان. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دلجوئی کنان. ( ناظم الاطباء ). در حال نواخت و نوازش کردن. || ساززنان. آوازخوانان. سرودگویان. ( ناظم الاطباء ). در حال نواختن ساز و آلات طرب:
نوازان نوازنده در چنگ چنگ
ز دل برده بگماز چون زنگ زنگ.اسدی.|| به معنی نوازنده و نوازننده که خواننده باشد هم آمده است. || امر به این معنی ( نواختن ) هم هست، یعنی بنواز و بخوان و دلجوئی کن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || ( اِ ) نام پرده ای از موسیقی. ( غیاث اللغات از شرح قران السعدین ).
فرهنگ فارسی
نوازش کنان. دلجوئی کنان. در حال نواخت و نوازش کردن. یا ساز زنان. آواز خوانان. سرود گویان. در حال نواختن ساز و آلات طرب.
جمله سازی با نوازان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوستداران را نوازانی چو بتر ابرهمن نیکخواهان را فروزانی چو آتش را مغان
💡 میروم زین بزم و یاد دلنوازان میکنم میروم زین باغ و گلبانگ هزاران میبرم
💡 گذر بر مهر کن چون دلنوازان به من بازی مکن چون مهرهبازان
💡 از دیدنش کنم ز دل خویش یاد اسیر آیینه از غریب نوازان الفت است
💡 #فرید_الهامی#گروه_فردوسی#تنبور#تنبور_مقامی#تنبورنوازان#تنبور_نوازی#
💡 هنر نوازان کز فضل مایه ور باشند به شعرهای چنان خلعت چنین ندهند