نواد

لغت نامه دهخدا

نواد. [ ن َ ] ( اِ ) سوراخی را گویند مانند مخزنی به جهت پنهان کردن چیزها. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || به معنی زیان هم هست که به عربی نقصان گویند، و به معنی زبان هم به نظر آمده است که عربان، لسان خوانند، و ظاهراً در این دو معنی تصحیف خوانی شده باشد. ( از برهان قاطع ). نواد که در برهان [ قاطع ] آمده لفظ مجعول و غلط است. ( یادداشت مؤلف ). از برساخته های دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 271 شود.
نواد. [ ن ُ ] ( ع مص ) نودان.( منتهی الارب ). به هر سو خمیدن از خواب. ( آنندراج ). نَوْد. ( از اقرب الموارد ). نیز رجوع به نَوْد شود.

فرهنگ فارسی

نودان. به هر سو خمیدن از خواب.

جمله سازی با نواد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهال او را از نکته و نوادر برگ درخت او را از حکمت و معانی بار

💡 دیوان توست یا که پس از کشتگان جنگ رختی به خانوادهٔ سرباز می‌دهند

💡 رشحهٔ فیضش کشد زر ز مسامات ارض تا با بد مشنواد بوی بهار این خزان

💡 تا بصد سال دگر زین همه خلقان جهان از نوادر بود ارزنده بماند یک کس

💡 ای تو جویای نوادر داستان هم فسانهٔ عشق‌بازان را بخوان

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز