نمناکی

لغت نامه دهخدا

نمناکی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) رطوبت. تری. مرطوبی. ( ناظم الاطباء ). بلالة. بلل. بلة. نداوت. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

رطوبت. تری مرطوبی. بلاله. بلل. بله. نداوت.

جمله سازی با نمناکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر از دل زندگان مشربی، در ظلمت شب ها ز آب زندگانی صلح کن، با چشم نمناکی

💡 نه طوبی داشت سرسبزی، نه کوثر داشت نمناکی که من دز شعله زار سینه تخم ناله می کشتم

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز