نمایش مستند
مترادفها
مستند
فرهنگستان زبان و ادب
{documentary drama, documentary theatre, theatre of fact} [هنرهای نمایشی] شکلی از نمایش مرتبط با نمایش حماسی که غالباً داستان را با مجموعه ای از مستندات تاریخی و مدارک و گزارش های بایگانی شده و روزنامه ای پیوند می زند
ویکی واژه
شکلی از نمایش مرتبط با نمایش حماسی که غالباً داستان را با مجموعهای از مستندات تاریخی و مدارک و گزارشهای بایگانیشده و روزنامهای پیوند میزند.
جمله سازی با نمایش مستند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تماشای این نمایش مستند که درباره زندگی دشوار کشاورزان در مناطق کویری تهیه شده است، دیدگاه ما را نسبت به چالشهای زیستمحیطی به کلی تغییر داد.
💡 کارگردان با استفاده از تصاویر آرشیوی و مصاحبههای عمیق، یک نمایش مستند خیرهکننده ساخت که به بررسی وقایع مهم تاریخی در قرن بیستم میپردازد.
💡 هر هفته در شبکههای تلویزیونی مختلف، یک نمایش مستند با کیفیت بالا پخش میشود که به معرفی گونههای نادر و منقرض شده حیات وحش میپردازد.