فرهنگ معین
( ~ پِ ) (اِمر. ) نماز ظهر.
( ~ پِ ) (اِمر. ) نماز ظهر.
نماز ظهر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و ربیع خثیم گوید برفتم تا اویس را بینم. در نماز بامداد بود. چون فارغ شد گفتم صبر کنم تا از تسبیح بازپردازد. درنگی کردم، همچنان از جای برنخاست تا نماز پیشین بگزارد و نماز دیگر بکرد. حاصل سه شبانه روز از نماز نپرداخت و هیچ نخورد و نخفت. شب چهارم او را گوش میداشتم خواب در چشمش آمد در حال با حق به مناجات آمد، گفت خداوندا به تو پناه میگیرم از چشم بسیار خواب و از شکمِ بسیار خوار.
💡 و بدان که این نماز بر کودکان و زنان و بندگان و مسافران واجب نیست و روا باشد دست بازداشتن به عذر گل و باران و بیمارداری چون بیمار را دارنده ای دیگر نبود، لیکن اولیتر آن بود که نماز پیشین پس از آن کنند که مردم از جمعه فارغ شوند.
💡 وگفت: این طریق خدا نخست نیاز بود پس خلوت پس اندوه پس بیداری و میان نماز پیشین و نماز دیگر پنجاه رکعت نماز ورد داشتی که خلق آسمان و زمین در آن برخی نبودی چون بیداری پدید آمد آن همه را قضا کردن حاجت آمد.
💡 و نماز پیشین آن معتمد دررسید- و او را احمد طشتدار گفتندی، از نزدیکان و خاصّگان سلطان مسعود- و در وقت حاجب بگتگین او را بقلعه فرستاد. تا نماز شام بماند و باز بزیر آمد. و پس از آن درست شد که پیغامهای نیکو بود از سلطان مسعود که «ما را مقرّر گشت آنچه رفته است و تدبیر هر کاری اینک بواجبی فرموده میآید.