واژه «نقا» چند معنی دارد و در منابع قدیمی و لغتنامهها به کار رفته است. نخستین و رایجترین معنی آن توده ریگ یا شن است، یعنی مجموعهای از ذرات ریز زمین که معمولاً در ساحل یا بیابان دیده میشوند. جمع آن در برخی متون «نقوان» یا «انقاء» آمده است. دومین کاربرد آن در متون پزشکی و قدیمی، اشاره به استخوان بازو یا هر استخوانی با مغز است. همچنین در برخی منابع معنای پاکیزگی و تمیزی نیز برای آن ذکر شده است. در متون ادبی، نقا گاهی به قطعات کوچک و درخشان مانند دانههای زر روی جامه یا سطحی صاف و نگارین تشبیه شده است. به بیان ساده، نقا یعنی تودهای از ریگ یا شن، اما در بعضی زمینهها میتواند به استخوان یا پاکیزگی هم اشاره کند. بسته به متن، معنای دقیق آن مشخص میشود و کاربرد آن در شعر، پزشکی یا طبیعت متفاوت است.
نقا
لغت نامه دهخدا
نقا. [ ن َ ] ( ع اِ ) ریگ توده، یا ریگ توده پست محدب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تثنیه آن، نقوان و نقیان. ج، انقاء، نقی.
- بنات النقا و شحمةالنقا؛ کرمی است که در ریگ باشد. ( از منتهی الارب ).
|| استخوان بازو و یا هر استخوان با مغز. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نقو. ( اقرب الموارد ). ج، انقاء.
نقا. [ ن ُ ] ( ع اِ ) ج ِ نقاوة. رجوع به نُقاوَة شود.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع. ] (اِ. ) تودة ریگ.
فرهنگ عمید
۱. ریگ، شن.
۲. پاکیزگی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) قطعه ای از رمل توده ریگ: چو جامه نگار گر شود هوا نقط زر شود بر او نقای او. ( منوچهری.د.چا.۸۴:۲ )
جمع نقاوه است ٠
ویکی واژه
تودة ریگ.