نق

فرهنگ معین

(نِ )(اِ. ) (عا. ) غرغر، بهانه، بهانه جویی.

فرهنگ عمید

= * نق زدن
* نق زدن: (مصدر لازم ) [عامیانه] بهانه جویی کردن و غر زدن، غرغر کردن.
* نق نق کردن: [عامیانه] = * نق زدن

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - بهانه جویی. ۲ - غرغر.

ویکی واژه

(عا.)
غرغر، بهانه، بهانه جویی.

جمله سازی با نق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دلق‌پوش صومعه نقد طلب مجوی یعنی ز مفلسان سخن کیمیا مپرس

💡 عرق به برگ گلت می دود شتاب زده نگاه گرم که این نقش را بر آب زده؟

💡 هر قدم گردیده پهن، از نقش پایی کژدمی هر طرف خوابیده از فرسنگها صد اژدها

💡 عنقریب از گریه نابینا چو دیگر چشمهاست دیده‌ای کان سست عهد امروز روشن کرده است

💡 وی در مسابقات کشوری و بین‌المللی در مجموع برندهٔ ۹ مدال طلا، ۹ مدال نقره، ۷ مدال برنز شده‌است.

💡 زودا که منقطع شدی ارزانکه نیستی اقبال تو قوافل ایّام را خفیر

غلام یعنی چه؟
غلام یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز