لغت نامه دهخدا
نفرت انگیز. [ ن ِ رَ اَ ] ( نف مرکب ) نفرت آور. ناخوشایند.
نفرت انگیز. [ ن ِ رَ اَ ] ( نف مرکب ) نفرت آور. ناخوشایند.
نفرت آور ٠ ناخوشایند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از سازمانها آنرا شعاری ضد سامی و نوعی نفرتانگیزی میدانند و معتقدند حق یهودیان را برای تعیین سرنوشت خود انکار میکند، یا از پاکسازی قومی آنها حمایت میکند.
💡 یک حادثه دیگر که کمتر مورد پوشش قرار گرفت، یکسری کارزارهای پست الکترونیکی نفرتانگیز بود که متوجه پل کرکوریان، نامزد شورای شهر برای انتخابات مقدماتی دموکراتیک کالیفرنیا شد، و اظهارات نژادپرستانه و اتهاماتی را که جامعه ارامنه به تقلب در رایدهندگان انجام میداد، ابراز داشت.
💡 چند دوست که به تازگی کالج را به پایان رساندهاند با مشکلات دوران بزرگسالی روبرو میشوند. مشکل اصلی آنها این است که همه آنها خودخواه و نفرتانگیز هستند.
💡 در ۱ فوریه ۲۰۱۸، چاینا مدیا کپیتال اعلام کرد که مالکیت کامل اورینتال دریمورکس را در اختیار گرفته و نام آن را به استودیو پرل تغییر دادهاست. یونیورسال پیکچرز و دریم ورکس انیمیشن همچنان در سال ۲۰۱۹ با استودیو پرل برای فیلم نفرتانگیز همکاری داشتند. فرانک ژو به عنوان مدیرعامل منصوب شد.