لغت نامه دهخدا
نشنیده. [ ن َ ش ِ دَ / دَ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) شنیده ناشده. || آن که نمیشنود. || گوش نداده. گوشزد نشده. ( ناظم الاطباء ).
نشنیده. [ ن َ ش ِ دَ / دَ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) شنیده ناشده. || آن که نمیشنود. || گوش نداده. گوشزد نشده. ( ناظم الاطباء ).
(اسم ) ناشنیده:...این سوال را نشنیده گرفت. یا بحق حرفهای نشنیده. پس از شنیدن خبری تعجب آور گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سفت به وصف گهر اشک تو جامی زینسان سخن پاک و روان کس نشنیده
💡 آنچه هرگز آدمی نشنیده است نه کسی دانسته و نه دیده است
💡 کجا چون شب تیره من دیدهام ز پیر و جوان نیز نشنیدهام
💡 نشنیده یی که جد من اصحاب کهف را رفتست همچو گرد به دنبال کاروان
💡 پیری و چون جوان رخ خود جلوه میدهی نشنیدهای که: زشت بود پیر جلوه گر؟
💡 به زاهد نگفتم ز درد محبت که نشنیده بود آنچه من دیده بودم