لغت نامه دهخدا
نشدن. [ ن َ ش ُ دَ ] ( مص منفی ) ناشدن. مقابل شدن. رجوع به شدن شود.
نشدن. [ ن َ ش ُ دَ ] ( مص منفی ) ناشدن. مقابل شدن. رجوع به شدن شود.
ناشدن. مقابل شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ الاسلام گفت کی وی گفت: ما اعظم مصیبة من فاته اللّه انشدنا الامام لبعضهم:
💡 انشدنا الامام الابراهیم الخواص ٭.
💡 نشدند آن خودم در غم جانان، چکنم؟ عقل دیوانه و عشق آفت و دل دشمن بود
💡 از وصل تسلی نشدن لازم عشق است آرام نگیرد دل دریا ز تپیدن
💡 وانشدنا الامام لبعضهم
💡 انشدنا لابی علی الر و ذباری