فرهنگ عمید
۱. [مجاز] مدارا، سازش.
۲. (اسم، اسم مصدر ) (ورزش ) حرکات بدنی برای آماده سازی و تقویت عضلات که غالباً بدون استفاده از وسایل خاصی انجام می شود.
۱. [مجاز] مدارا، سازش.
۲. (اسم، اسم مصدر ) (ورزش ) حرکات بدنی برای آماده سازی و تقویت عضلات که غالباً بدون استفاده از وسایل خاصی انجام می شود.
ازلغتهای تازه که درورزش بکارمیرود، قابلیت، انعطاف وهماهنگی
( اسم ) قابلیت انعطاف جسمی ( اعضای بدن بوسیله ورزش ) یاروحی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سینهٔ نرمش چو میساوم به زیر دست خویش بینم آن سینه به نرمی پرنیانی دیگرست
💡 لباس خوبش پشم و بساط نرمش خاک سلیح و آلت خاشاک و خون او انبان
💡 ز زلال خم قدح ها بصف عباد داده چه ز نرمش درآن صف بشمار جرعه دانی
💡 در نرمش ار بارت دهد از چشم مستش باده کش زان باده چون دل خوش شوی غنج و دلالش را نگر
💡 آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه ای بارخدا بر ما نرمش کن و رحمش ده