نر که به انگلیسی Male نامیده میشود، به جنس فیزیولوژیک یک موجود زنده اشاره دارد که گامت شناختهشده به اسپرم را تولید میکند. این گامت میتواند با گامت مادهای بزرگتر به نام اووم در فرآیند باروری ترکیب شود. نرها برای تولید مثل به حداقل یک اووم از یک ماده نیاز دارند، اما برخی موجودات قادرند هم به صورت جنسی و هم به صورت غیرجنسی تولید مثل کنند. بیشتر پستانداران، از جمله انسانها، دارای کروموزوم Y هستند که مسئول تولید مقادیر بیشتری تستوسترون برای توسعه اندامهای تولید مثل نر است. همه گونهها یک نظام نامگذاری جنس مشترک ندارند. در بیشتر جانوران، از جمله انسانها، جنسیت بر اساس ژنها تعیین میشود؛ با این حال، برخی گونهها مانند شپش زبانخوار جنسیت خود را بر اساس تعداد مادههای موجود در نزدیکی تغییر میدهند. همچنین، واژه نر میتواند به معنای جنسیت نیز به کار رود.

نر
لغت نامه دهخدا
نر. [ ن َ / ن َرر ] ( ص، اِ ) ایرانی باستان: نر، پهلوی: نر، اوستا: نر ( مرد )، هندی باستان: نر، افغانی: نر، اُسِّتی: نله، نل ( نرینه جانوران )، بلوچی: نر، سنگلیجی: نرک، ازهمین کلمه است نریان ( اسب تخمی )، کردی: نر، ( نر، شتر نر )، نیر. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). نقیض ماده. ( برهان قاطع ). ضد ماده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( انجمن آرا ). مذکر. ( ناظم الاطباء ). ذَکَر. ( ترجمان القرآن ). مرد. فحل. ( ناظم الاطباء ). جاندار یا گیاهی که دارای ماده تولید مثل است مثل انسان نر ( مرد ) و گوسفند نر و گاو نر و نخل نر، مقابل ماده که گیرنده ماده تولید است. ( از فرهنگ نظام ). مقابل ماده به معنی انثی. ذَکَر. فحل. مذکر. نرینه. گشن. کل. ( یادداشت مؤلف ). مذکر از انسان و جانوران
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
(صفت )۱ - گیاه جانوریاانسانی که دارای آلت رجولیت وماده تولیدمثل است مذکر مقابل ماده.توضیح ( اسم ) جنسی از موجودات زنده که قادربتولیدسلولهای جنسی نروتلقیح آنهابجنس مقابلش ( ماده ) میباشد موجود زنده ای که توانایی عمل آمیزش و تلقیح نطفه نربجنس ماده دارد.۲ - آلت رجولیت نره.۳ - چاه آب گیر.۴ - درشت و خشن نره:[ نرگدا]. ۵ - مبرزفحل: [ ملای نر] [ واعظ نر] یانرولاس.یانروماده.یانروموک.
نام پدر سام است و او را نریم و نریمان هم میگویند.
جملاتی از کلمه نر
بزد تیر بر پشت آن گور نر گذر کرد بر گور پیکان و پر
از من بریار بر پیامی تو خود بجزین هنر چه داری؟