نخجیرگاه

لغت نامه دهخدا

نخجیرگاه. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) شکارگاه. ( ناظم الاطباء ). شواهدذیل نخچیرگاه ذکر شده است. رجوع به نخچیرگاه شود.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) شکارگاه.

فرهنگ عمید

شکارگاه.

فرهنگ فارسی

شکار گاه

ویکی واژه

شکارگاه، محل شکار آهوان یا گوران.

جمله سازی با نخجیرگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر نخجیری است هر دامی درین نخجیرگاه حلقه دام چشم از بهر شکار عبرت است

💡 که نزدیکی شهر یک روزه راه یکی مرغزار است و نخجیرگاه

💡 همه راه شادی و نخجیرگاه ازو شادمان گشته یکسر سپاه

💡 ای کمان ابرو، خوش‌ آن روزی که در نخجیرگاه سینه را آماج تیرت گاهگاهی داشتیم

💡 عزم نخجیرگاه کرده و مست تیرش اندر کمان، کمان در دست

💡 نخجیرگاه عجز رهایی‌کمند نیست هم خود ز رنگ جسته پلنگ خودیم ما

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز