فرهنگ معین
(نَ نَ ) (ق مر. ) کم کم، اندک.
(نَ نَ ) (ق مر. ) کم کم، اندک.
کم کم اندک: نفس ازجان چون دوزخ بینداخت زمستی جامه رانخ نخ بینداخت. ( اسرارنامه عطار.چا.دکترگوهرین ص ۱۷۵ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنخ نخ، پیرهن را چاک کرده ز پای افتاده بر سر خاک کرده