نجم نجم

فرهنگ معین

( ~. ~. ) [ ع. ] (ق مر. ) قسط به قسط، قسطی.

فرهنگ فارسی

باقساط قسط بقسط قسطی:...ومهلتی و توقفی باشدتااواین حاصل رانجم نجم بسه سال بدهد.

ویکی واژه

قسط به قسط، قسطی.

جمله سازی با نجم نجم

💡 مجاهد گفت و کلبی و روایت از ابن عباس وَ النَّجْمِ إِذا هَوی‌ یعنی و القرآن اذا نزل. قسم یاد می‌کند بقرآن که از آسمان فرو آمد نجم نجم در مدت بیست و سه سال. همانست که آنجا گفت فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ.

💡 صد بوسه فام خواستم از نجم نجم نجم بر من شمرد بوسه ازان نوش لعلفام

💡 هرچند نجم نجم ستاندم ز نجم بوس خواهم که جمله جمله گذارم بنجم فام