لغت نامه دهخدا
نامعین. [ م ُ ع َی ْ ی َ ] ( ص مرکب ) چیزی که محقق و معین نباشد. || نامحدود. ( ناظم الاطباء ). نامشخص.
نامعین. [ م ُ ع َی ْ ی َ ] ( ص مرکب ) چیزی که محقق و معین نباشد. || نامحدود. ( ناظم الاطباء ). نامشخص.
آنچه معین و مشخص نباشد.
۱ - آنچه که معین ومشخص نیست مقابل معین. ۲ - نامحدود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان جاه ترا ناممهدست کران محیط جود ترا نامعینستکنار
💡 شمال اروپا واژهای مرتبط با قسمت شمالی قارهٔ اروپا است. مرزهای دقیق آن هنوز مبهم و نامعین هستند و به طرق گوناگون بیان شدهاند.
💡 ای دل چو بشنوی سخن وصل از آن دهن باور مکن که آن سخن نامعین است
💡 تنها ذرهای که مکان دقیق دارد، ذرهٔ متمرکز در یک نقطه است، که چنین موجی طول موج نامعین دارد (و بنابراین تکانهٔ نامعین دارد). از طرف دیگر تنها موجی که طول موج معین دارد، نوسان منظم تناوبی بیپایان در فضا است که هیچ مکان معینی ندارد. در نتیجه در مکانیک کوانتومی، حالتی نمیتواند وجود داشته باشد که ذره را با مکان و تکانهٔ معین شرح دهد.