لغت نامه دهخدا
ناقلا. [ ق ُ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه، گربز. محتال. زرنگ. حقه. جربز. متقلب. ناراست. حقه باز.
ناقلا. [ ق ُ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه، گربز. محتال. زرنگ. حقه. جربز. متقلب. ناراست. حقه باز.
(قُ ) (ص مر. ) (عا. ) زرنگ، باهوش.
زیرک، رند.
( صفت ) محیل زرنگ باهوش گربز ( فی الجمله درمفهوم کلمه ناجنسی و بدذاتی مستتراست ). توضیح ناقلا در بروجردی بمعنی دشوار و سخت و نیز بمعنی مذکور مستعمل است.
(عا.)
زرنگ، باهوش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز ناقلان زمین پند گوش کن، باری چو آن حضور نداری کز آسمان شنوی
💡 تا تو هزار سال بداری و آنگهش بخشی به مخلصان خود و ناقلان شکر
💡 نه حدیث عاقلان بشنو نه پند ناقلان گفتگو سودی ندارد طالب دیدار باش
💡 به صدر شاه رساندند ناقلان که فلان گذاشت طاعت این پادشاه رق رقاب
💡 بگو که قرض رهی را تمام بگزارید که ناقلان سخن گفتهاند مالامام