میسیونر

لغت نامه دهخدا

میسیونر. [ سی ُ ن ِ ] ( فرانسوی، ص، اِ ) عضو هیأت مذهبی. مبلغ دینی.

فرهنگ معین

(نِ ) [ فر. ] (اِ. )عضو یک هیئت مذهبی اعزامی به ویژه کسیکه برای تبلیغ مسیحیت به کشورهای دیگر می رود.

فرهنگ عمید

مبلّغ مذهبی، عضو میسیون.

فرهنگ فارسی

مبلغ مذهبی، داعی، کشیش مبلغ
( صفت ) عضو هیئت مذهبی مبلغ دینی.

ویکی واژه

عضو یک هیئت مذهبی اعزامی به ویژه کسیکه برای تبلیغ مسیحیت به کشورهای دیگر می‌رود.

جمله سازی با میسیونر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غرفه ایالات متحده توسط تعدادی از کمیسیونرها اداره می‌شد که شامل پیرس ام بی یونگ، نماینده سابق کنگره ایالات متحده و ژنرال اصلی ارتش ایالات کنفدراسیون و فلوید پری بیکر، سردبیر روزنامه کانزاس، و دیگر ژنرال‌ها، سیاستمداران و افراد مشهور بود.

💡 کمیسیونر منطقه‌ای این استان آقای ماگالولا سعیدی ماگالولا است.

💡 از زمان استقلال آنگولا میسیونرهای خارجی با آزادی در کشور فعالیت می‌کنند. در دهه‌های آخر استعمار میسیونرهای پروتستان گاه با برخی موانع روبرو می‌شدند.

💡 با ورود میسیونری‌های بریتانیایی در حدود سال ۱۸۴۳، مدارس روستایی چینی به کنترل ایشان درآمد.

💡 بر پایه نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن که در سال ۲۰۰۲ توسط دولت تانزانیا انجام شد جمعیت این استان بالغ بر ۱٬۰۹۰٬۷۵۸ نفر اعلام شده‌است و کمیسیونر منطقه‌ای این استان آقای اوله کانه می‌باشد.

💡 کمیسیونر منطقه‌ای این استان سرگرد بازنشسته سعید کالمبو می باشد.

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز