لغت نامه دهخدا
میرپنج. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) امیرپنجه. امیرپنج. مقامی لشکری بالاتر از سرتیپ و پایین تر از امیرتومان. ( یادداشت مؤلف ).
میرپنج. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) امیرپنجه. امیرپنج. مقامی لشکری بالاتر از سرتیپ و پایین تر از امیرتومان. ( یادداشت مؤلف ).
(پَ ) (ص مر. اِمر. ) امیر و فرمانده واحدی در حدود پنج هزارتن و او بالاتر از مین باشی بود.
افسر ارشدی که فرماندهِ عده ای سرباز در حدود پنج هزار تن بود.
( صفت و اسم ) امیر و فرمانده واحدی در حدود پیج هزار تن و او بالاتر ازمین باشی بود.
میرْ پَنْج
(یا: میر پنجه) درجه و منصب نظامی در دورۀ قاجار. صاحب این منصب بالاتر از مین باشی یا سرتیپ و پایین تر از امیرتومان (سپهبُد) بوده است. وی فرماندهی پنج تیپ، برابر دَه فوج و تقریباً حدود ۵هزار سرباز را برعهده داشت.
امیر و فرمانده واحدی در حدود پنج هزارتن و او بالاتر از مین باشی بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حمله قوای دولتی به فرماندهی ایوب خان میرپنج از یکسو و حمایت هواپیماهای انگلیسی از آنها و بمباران مواضع جنگلها مجال به جنگلیها نمیداد، تا آنجا که میرزا کوچک خان ناچار شد به همراه ۹۴۳ نفر از مبارزان جنگل به سوی شرق گیلان و لاهیجان حرکت کند.
💡 کی چۊ شامگه ده تاریخ نام برد؟ ده سپای میرپنج له شکر که شی کرد؟
💡 آرامگاه میرپنج مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان شبستر، بخش مرکزی، شهر خامنه، خیابان شهرداری، جنب شهرداری خامنه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۵۷۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.