مگوی
مترادفها
نگو
ویکی واژه
نگو، اظهار نکن. بدو گفت گیو این که گفتی مگوی..... که تیره شود زین سخن آبروی
جمله سازی با مگوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پند هفتم راز خود با کس مگوی تا که سرگشته نگردی همچو گوی
💡 رهن سر کوی تو وطنها که مگوی وقف دم تیغ تو انینها که مپرس
💡 من از تیغ کرشمه کشته گشتم کشنده حاضر است، اما مگویید
💡 شمس الحق تبریز رسیدست مگویید کز چرخ صفا آن مه اسرار برآمد
💡 گر گوید خون گری مگوی از چه سبب ور گوید جان بده مگو کی شاید
💡 با کس غم دل مگوی زیرا که نماند یک دوست که با او غم دل بتوان گفت.
💡 شاعر در این بیت با استفاده از واژه مگوی، به مخاطب هشدار میدهد که از سخنان بیهوده و بیمحتوا در مجالس خود خودداری و پرهیز کند.
💡 در متون قدیمی ادبی، عبارت مگوی بسیار کاربرد داشت و برای بیان نهی و منع از انجام یک عمل یا گفتن یک حرف به کار میرفت.
💡 اگر میخواهی در جمع بزرگان احترام خود را حفظ کنی، مگوی سخنانی که ممکن است باعث رنجش دیگران یا از دست رفتن اعتبار و شخصیت تو شود.