خیره روی

لغت نامه دهخدا

خیره روی. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) بی حیا. بی شرم. ( آنندراج ). خیره رو:
پرخدویی زشت خویی
خیره رویی خربطی.سوزنی.برون تاخت خواهنده خیره روی
نکوهیدن آغاز کردش بکوی.سعدی ( بوستان ).صفائی بدست آر ای خیره روی
که ننماید آیینه تیره روی.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

بی حیا بی شرم

جمله سازی با خیره روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشاید چنین خیره روی تباه که بد نامی آرد در ایوان شاه

💡 کشت گردون خیره روی مرا خیره زینسان مرا فرو مگذار

💡 صفایی به دست آور ای خیره روی که ننماید آیینهٔ تیره، روی

💡 فرقت خیره روی روبا روی از منت در ربود مردا مرد

💡 ای غم چه خیره رویی آخر مرا نگویی اندر درم درافتی چون او درم درآید

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز