مکتحل

لغت نامه دهخدا

مکتحل. [م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) آن که چشم او سرمه کشیده باشد. ( آنندراج ). آن که در چشمها سرمه کشیده باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ):
از ذره های خاک که برخیزد از صبا
گردد بیاض دیده اجرام مکتحل.سیف اسفرنگ.|| در شدت و سختی افتنده. ( آنندراج ). کسی که در شدت و سختی افتاده باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زمینی که گیاه برآوردن گرفته باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اکتحال شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ حِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - سرمه به چشم کشیده. ۲ - کسی که در سختی افتاده باشد.

فرهنگ عمید

کسی که به چشم خود سرمه کشیده، سرمه کشیده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - سرمه بچشم کشیده ۲ - آنکه در شدت و سختی افتاده. در شدت و سختی افتنده.

جمله سازی با مکتحل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زلف بنفشه‌ها ز هوا مانده مشک‌بوی چشم شکوفه‌ها ز صبا گشته مکتحل

💡 چیزی که زیر هاون افلاک سوده شد این سرمه نیست دیده از آن مکتحل مکن

💡 عجب دردی برانگیزی که دردم را دوا گردد عجب گردی برانگیزی که از وی مکتحل باشم

💡 چشم هستی که از او بزم جهان شد پرنور سرمه امر تو را تا به ابد مکتحل است

💡 بگرد نعل تو چشم ملوک مکتحل است تو نور مردم آن چشمهای مکتحلی

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز