لغت نامه دهخدا
مکانیکی. [ م ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به مکانیک: صنایع مکانیکی. || ( اِ مرکب ) جایی که امور مربوط به مکانیک انجام شود: مغازه مکانیکی. || ( حامص ) عمل مکانیک. هنر و فن در امور مکانیک.
مکانیکی. [ م ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به مکانیک: صنایع مکانیکی. || ( اِ مرکب ) جایی که امور مربوط به مکانیک انجام شود: مغازه مکانیکی. || ( حامص ) عمل مکانیک. هنر و فن در امور مکانیک.
( صفت ) منسوب به مکانیک: [ صنایع مکانیکی ].
💡 بنوموسی در قرن نهم میلادی در برخی از طرحهای خود برای حفظ اطلاعات قبلی از حافظه مکانیکی استفاده میکند.