فرهنگ معین
(مُ ) [ فر. ] (اِ. ) وضع، حال، موقعیت.
(مُ ) [ فر. ] (اِ. ) وضع، حال، موقعیت.
( اسم ) ۱ - مجموعه افراد یک محوطه: [ رستوارن... موند عالی دارد. ] ۲ - ( ژیگولوها ) محل اجتماع دختران و پسران مورد توجه. توضیح احتراز از استعمال این کلمه بیگانه اولی است.
وضع، حال، موقعیت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمهای او میتوان به کاپوت موندی، ریمینی ریمینی - یک سال بعد و ریمینی ریمینی اشاره کرد.
💡 از افراد مشهور این سرزمین میتوان لینوس پاولینگ (شیمیدان معروف)، و ریموند کارور و فیل نایت را نام برد.
💡 والدین وی دونالد پلیسنس و «میریام ریموند» میباشند
💡 دل و جانی غموندور، ملک و مالی حادثاتوندور دیللر خواجه دنیادار دور گور فانی دنیاسی
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به آژ۲آر لا موندیال اشاره کرد.