موقد

لغت نامه دهخدا

موقد. [ م َق ِ ] ( ع اِ ) جای افروختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای افروختن آتش. ج، مواقید. ( ناظم الاطباء ). وجاق. اجاق. ج، مواقد. ( از المنجد ). || چیزی است مانند تنور ارباب صنعت کیمیا را. ( یادداشت مؤلف ).
موقد. [ ق ِ ] ( ع ص ) افروزنده آتش. ( ناظم الاطباء ). آتش افروز. شعله افروز. ( از یادداشت مؤلف ).
موقد. [ م ُ وَق ْق َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر توقید. برافروخته. برافروخته شده:
در شرر خشم او بسوزد یاقوت
گرْش نسوزد شرار نار موقد.منوچهری.

فرهنگ معین

(مَ یا مُ قِ ) [ ع. ] (اِ. ) جای افروختن آتش. ج. مواقد.
(مُ وَ قَّ ) [ ع. ] (اِ. ) برافروخته، مشتعل.

فرهنگ عمید

افروزنده.
برافروخته.

فرهنگ فارسی

جای افروختن آتش، مواقد جمع
( اسم ) جای افروختن آتش جمع: مواقد
از مصدر توقید برافروخته ٠

ویکی واژه

جای افروختن آتش.
مواقد.
برافروخته، مشتعل.

جمله سازی با موقد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خلاف شاه جهان است آتش موقد به هر کجا بود آتش نماند او پنهان

💡 در شبستان تجلی چارده مصباح نور از ضیاء حضرت معبود موقد ساختند

💡 پروانه زان زند خود بر آتش موقد کو را همی‌نماید آتش به شکل روزن

💡 من از حاضران آن مجلس بودم، تا شبی از شبها که هوا در لباس کبود پوشان بود و زمین در ردای سیاه پوشان، بوثاق یکی از فضلا که موعد جمعی و موقد شمعی بود من نیز عاشق وار در آن جمع گریختم و پروانه وار در آن شمع آویختم.

💡 مصباح فضل را بداریت تو موقدی اصباح شرع را بهدایت تو فایقی

💡 کم قد هجرت و نار القلب موقدة ناسا و کأسا و اخوانا و جلاسا

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز