مواریث

لغت نامه دهخدا

مواریث. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ میراث. ( منتهی الارب ) ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به میراث شود.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ میراث.

فرهنگ عمید

= میراث

فرهنگ فارسی

جمع میراث
( اسم ) جمع میراث

ویکی واژه

(جمع): میراث، آنچه از مرده به جا ماند. مواریث به صورت مواریس و مواریز نیز قابل انشاء بوده ولی شکل درست اصطلاح در دنیای باستان مواریز است.

جمله سازی با مواریث

💡 از دیدگاهِ شیعهٔ دوازده امامی، نَصّ مهم‌ترین راهِ تعیینِ امام است و عصمت از صفاتِ لازم برای این تعیین به‌شمار می‌آید. منابعِ شیعی با ذکرِ شماری از احادیث تأکید دارند حسین در موقعیتهای مختلف پسرش زین‌العابدین را به‌عنوانِ جانشینِ خود انتخاب کرده است. معروف‌ترین حدیث در این رابطه می‌گوید حسین قبل از عزیمت به کربلا، نامه‌هایی را به اُمِّ سَلَمه، بیوهٔ پیامبر، می‌سپارد و وصیت می‌کند درصورتی‌که برنگشت، آنها را به پسرِ بزرگش بسپارد؛ و زین‌العابدین تنها پسری بود که از سفرِ کوفه برگشت و مواریثِ امامت را تحویل گرفت. حدیث دیگری می‌گوید حسین در دشتِ کربلا قبل از عزیمت به میدانِ جنگ، زین‌العابدین را به امامت منصوب کرده است.

💡 و وی گفت، رضی اللّه عنه: «المشاهَداتُ مواریثُ المجاهداتِ.»