منقوش به معنای تزئین شده یا دارای نقش و نگار است. این واژه در هنر، معماری و صنایع دستی به کار میرود. بهویژه در زمینههایی مانند سرامیک، فرش، و نقاشی، منقوش به آثار هنری اطلاق میشود که با الگوها و طراحیهای پیچیده تزئین شدهاند. استفاده از این واژه به انتقال زیبایی و هویت فرهنگی در آثار هنری کمک میکند. انواع مختلفی از هنرها به این عنوان شناخته میشوند، از جمله خوشنویسی، نقاشی، سرامیکسازی و طراحی فرش. هر یک از این هنرها با تکنیکهای خاص خود و طراحیهای منحصر به فرد، آثار منقوش را خلق میکنند. بهعلاوه، هنرهای معاصر نیز ممکن است به صورت منقوش ارائه شوند و این مفهوم را به سطوح جدیدی از خلاقیت و نوآوری برسانند.
منقوش
لغت نامه دهخدا
منقوش. [ م َ ] ( ع ص ) نگاشته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نگاشته و نقش و نگار کرده شده و نقاشی شده و دارای تصاویر و رنگهای گوناگون. ( ناظم الاطباء ). نگارین. نگارکرده. نگارشده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
چون چادر مصقول گشته صحرا
چون حله منقوش گشته بستان.فرخی.همه بامهای این مسجد به خرپشته پوشیده همه نجارت و نقارت و منقوش و مدهون کرده. ( سفرنامه ناصرخسرو چ برلین ص 12 ). همه صحرای آن ناحیت ستونهای رخام است و سرستونها و تن ستونها همه رخام منقوش مدور... ( سفرنامه ناصرخسرو ایضاً ص 20 ). || زردوزی شده. ( ناظم الاطباء ). غوره خرما که در آن خار فروکنند تا برسد و رطب گردد. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) دینار. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) نقش شده، نگاشته.
فرهنگ عمید
نگاشته، نقش و نگار شده، نقش کرده.
فرهنگ فارسی
نگاشته، نقش ونگارشده، نقش کرده
( اسم ) نقش شده نگاشته.
ویکی واژه
نقش شده، نگاشته.