مماطله

فرهنگ معین

(مُ طَ لِ یا لَ ) [ ع. مماطلة ] ۱ - (مص ل. ) معطل کردن، در انتظار نگه داشتن. ۲ - (اِمص. ) تاخیر، درنگ.

فرهنگ عمید

۱. کاری را به تٲخیر انداختن، امروزوفردا کردن.
۲. درنگ و تٲخیر در کار.

فرهنگ فارسی

کاری رابه تاخیرانداختن، امروزوفرداکردن، درنگ وتاخیردرکار
۱ - ( مصدر ) تاخیر کردن در کاری یا در حق کسی معطل کردن در انتظار نگه داشتن. ۲ - ( اسم ) تاخیر درنگ.
در دین و وعده یا دور افکندن

ویکی واژه

مماطلة
معطل کردن، در انتظار نگه داشتن.
تاخیر، درنگ.

جمله سازی با مماطله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نوشتن بسی مماطله رفت یک نوشتم ز صد به دشواری

💡 باما بوعده یی که نهادی وفا نمای دانی که نیست رسم کریمان مماطله

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز