ملفوف
مترادفها
پیچیده، پوشیده
متضادها
باز، گشوده
لغت نامه دهخدا
ملفوف. [ م َ ] ( ع ص ) درنوردیده و پیچیده و فراهم آورده. ( آنندراج ). مأخوذ از تازی، پیچیده شده و لفافه شده و لفافه کرده و احاطه شده و در جوف گذاشته. ( ناظم الاطباء ). تافته. لوله شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || مجموع و لفافه و کلم. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) پیچیده شده، در لفافه.
فرهنگ عمید
۱. در نوردیده و پیچیده شده.
۲. در لفافه پیچیده شده.
فرهنگ فارسی
درنوردیده وپیچیده شده، درلفافه پیچیده شده
( اسم ) پیچیده شده ( در لفاف ) درنوردیده.
ویکی واژه
پیچیده شده، در لفافه.
جمله سازی با ملفوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم چشم بد از خاک و آب این شهر مکفوف باد و ازین ولایت ملفوف و دست نوائب و مصائب از وی مصروف، چون از نظر اعتبار بحجره اختبار آمدم و در آن اختلاف چهار فصل در کوی هجر و وصل هر یک را امتحان کردم